سلام اربابسلام روشنی لحظه های تار منآخ آقا چقدر دلتنگ نوشتن بودم خیلی وقت بود از دلِ تنگم چیزی برات ننوشته بودم ولی خدای خودت شاهد بوده که چقدر دلتنگ بودم هواییم برا پابوس اومدن..چیزی به پایان سال نمو
برچسب:
نویسنده: هلیا کوهی
سلام مهربونآقا جون الان که دارم می نویسم چمدون بستم و فردا راهی مشهدتم ممنون از دعوتت آقا جون ممنون که خواستی بیام و مهمان بهاری حرمت باشم ممنون بخاطر مهربونیات..نمیدونم چی بگم که تشکر کرده باشم ولی
برچسب:
نویسنده: هلیا کوهی

سلام مهربون
سلام عشق عیدت مبارک آقا جون
الان که دارم می نویسم بست طبرسیم روبرو گنبد طلا
ممنون بخاطر دعوتت آقا
هرکسی بهم گفته التماس دعا حاجت روا کن جان خواهرت معصومه
از دلتنگی خبری نیست الحمدالله ![]()
برچسب:
نویسنده: هلیا کوهی
سلام حضرت عشق تولدت مبارک مهربونِ من آقا جون تولدت رو به مادرت تبریک میگم هرسال این پستو روبرو گنبدت می نوشتم ولی امسال با دو هزار کیلومتر فاصله تولدت رو تبریک میگم امیدوارم که حال منو میدونی و دلمو ک
برچسب:
نویسنده: هلیا کوهی

سلام آرامش من
سلام سنگ صبورم الان که دارم می نویسم صحن انقلابم روبرو گنبد رویایی
الهی شکر که چقدر دلگرمی منی چقدر خوبی و میدونم نگاهم میخونی
الهی شکر که زیر سایتم الهی شکر که تورو دارم
جان خواهرت معصومه نگاهی
بازم به امید دیدار دوباره زود به زود![]()
برچسب:
نویسنده: هلیا کوهی
سلام مونسِ منآقا جونم اصلا دلم نمیخواد بعد از مطلبی که تو حرمت می نویسم بخوام چیزی اینجا بنویسم ولی دلتنگی نمیزاره چیکار کنم دلم حرمت رو میخواد،دلم صفا و آرامش مسجد گوهر شادت رو میخوادشبی که فرداش خوا
برچسب:
نویسنده: هلیا کوهی

سلام ماه من
آقای مهربونم روز شهادتته اومدم تسلیت بگم به مادرت،به پدرت،به خواهرت،به جوادت..
دلم میخواست تو این روز روبرو پنجره فولادت بودم ولی لایق نبودم
آقا جونم منو زود به زود راهی مشهدت کن میدونم خودت خبر داری از دلِ تنگم
هواخواهِ توام مولا و میدانم که میدانی
به امید دیدار سنگ صبور![]()
برچسب:
نویسنده: هلیا کوهی
سلام آقامسلام نور دیده امروز تولد ده سالگیه وبلاگته و من شمع برات روشن میکنم و آرزو میکنم توی این ده سال منو بارها طلبیدی و شرمندم کردیآقا جون قربون لطف و محبتت که اجازه میدی دلتنگت باشم ممنون که امام
برچسب:
نویسنده: هلیا کوهی